تبرکی اقا رسید.....
24 مرداد 1401 توسط نور چشمی
#حسینیه_کلمات #به_قلم_خودم لبه ی ایوان نشسته ناراحت است غرق در افکار خودش است برایش چای می ریزم کنارش قند و چن غنچه گل محمدی میگذارم در سینی کوچک گل دار قرار میدهم چای را میبرم کنارش مینشینم متوجه نمیشود با صدای اروم میگم چیه بابا چی شده میگه بابا امسال… بیشتر »